صفحه اصلي

تعداد بازديد:

5771

امتياز:

0

محبوبيت:

امتياز داده نشده! چاپ اين مطلب اظهار نظر امتيازدهي به اين مطلب ارسال به دوستان
 تاريخ مطلب : شنبه23/06/87

اخلاق پزشكي در كشور ما
توجه به ابعاد مختلق اخلاق پزشكي در كشور ما، طي دهه اخير نضج و گسترش قابل توجهي يافته است كه در اين فصل سعي بر اين است تلاش پيش كسوتان اين امر تا حدودي بيان گردد. در ابتدا تاريخچه اخلاق پزشكي در دنيا و سپس در ..

اخلاق پزشكي در كشور ما

توجه به ابعاد مختلق اخلاق پزشكي در كشور ما، طي دهه اخير نضج و گسترش قابل توجهي يافته است كه در اين فصل سعي بر اين است تلاش پيش كسوتان اين امر تا حدودي بيان گردد. در ابتدا تاريخچه اخلاق پزشكي در دنيا و سپس در كشورمان مورد اشاره قرار مي گيرد.

تاريخچه اخلاق پزشكي در دنيا

علم اخلاق يا ethics در دنيا تاريخچه اي طولاني با سابقه بيش از 2500 سال دارد. در قرون قبل از ميلاد مسيح(ع) فرهنگ يوناني و رومي كه تحت تاثير فرهنگ ايرانيان و تمدن شرق بود در غرب گسترش داشته است. (1) در آن دوران به دليل عدم گستردگي علوم زمان، پزشكان معمولا ساير علوم و حكم مانندنو فلسفهو را نيز فرا مي گرفتند لذا تاريخچه اخلاق پزشكي با تاريخچه فلسفه در قرون قبل پيوند خورده است. اما اخلاق پزشكي بيش از همه با انديشه ها و تفكرات فلاسفه بزرگي چون سقراط (399 - 470 ق.م) افلاطون (347 - 427 ق.م) و ارسط (322 - 384 ق.م) در قرون چهارم وپنجم قبل از ميلاد پيوند نزديكي داشته است. (3و2) اين متفكران يوناني علم اخلاق را دركنار علم پزشكي فرا گرفته بودند و آن را به عنوان ”هنر زيستن“ و ”مراقبت و مواظبت از نفس“ توصيف مي نمودند و از سوي ديگر ”عقل سالم را در بدن سالم“ مي دانستند (3). كليات فلسفه اخلاقي سقراط، افلاطون و ارسطو قبلا در مباحث فلسفه اخلاق بيان گرديد. در همان دوران، بقراط (450 - 380 ق.م) كه او را پدر علم طب نيز ناميده ‌اند. سوگند نامه معروف خود را تنظيم نمود (4). بقراط اولين كسي بود كه مباني اخلاقي را در قابل قسمت نامه با طبابت در آميخت (5)، و به عبارتي، بزرگترين سهم بقراط در زمينه پزشكي، اعتقاد او به اصول اخلاقي بود كه سوگند نامه معروفش تبلور آن است(6). سوگند نامه بقراط قديمي ترين قوانين اخلاق پزكشي را در متن خود دارد و هنوز هم در بسياري از كشورهاي جهان به عنوان تعهد نامه پزشكان هنگام اتمام دوره تحصيل قرائت مي شود. البته قبل از بقراط نيز برخي مقررات وجود داشته از جمله قوانين حمورابي (1727 ق.م) كه در آن به مجازات پزشكان خطاكار اشاره شده است اما جنبه هاي اخلاقي را مطرح ننموده است (5). سوگند نامه بقراط در حقيقت به منزله يك تعهدناهم اخلاقي براي قبول و به كار بستن اصول اخلاقي حرفه پزشكي است. متن ترجمه شده سوگندنامه بقراط در ذيل آورده مي شود.

متن سوگند بقراط

”من به آپولون، پزشك آسكليپوس، هيژيا و پاناكيا سوگند ياد ميكنم و تمام خدايان و الهه ها را گوه مي گيريم كه در حدود قدرت و بر حسب قضاوت خود مفاد اين سوگند نامه و تعهد كتبي را اجرا نمايم. من سوگند نامه و تعهد كتبي را اجرا نمايم. من سوكندو ياد ميكنم كه شخصيو را كه به من حرفه پزشكي خواهد آموخت مانند والدين خود فرض كنم و در صورت كه محتاج باشد درآمد خود را با وي تقسيم كنم و احتياجات وي را مرتفع سازم. پسرانش را مانند برادران خود بدانم و در صورتي كه بخواهند به تحصيل پزشكي بپردازند بدون مزد يا قراردادي حرفه پزشكي را به آنها بياموزم.

اصول دستورهاي كلي، دروس شفاهي و تمام معلومات پزشكي را جز پسران خود، پسران استادم شاگرداني كه طبق قانون پزشكي پذيرفته شده و سوگند ياد كرده اند به ديگري نياموزم.

پرهيز غذايي را بر حسب توانايي و قضاوت خود به نفع بيماران تجويز خواهنم كرد نه براي ضرر و زيان آنها و به خواهش اشخاص به هيچ كسو داروي كشنده نخواهم داد و مبتكر تلقين چنين فكري نخواهم بود. همچنين وسيله سقط جنين در اختيار هيچ يك از زنان نخواهم گذاشت.

با پرهيزگاري و تقدس زندگي وحرفه خودر ا نجات خواهم داد. بيماران سنگ دار را عمل نخواهنم كرد و اين عمل را به اهل فن واگذار خواهم نمود. در هر خانه اي كه بايد داخل شوم براي مفيد بودن به حال بيماران وارد خواهم شد و از هر كار زشت ارادي و آلوده كننده به خصوص اعمال ناهنجارو با زنان و مردان خواه آزاد و خواه برده باشندو اجتناب خواهم كرد.

آنچه در حين انجام دارد حرفه خود و حتي خارج ازو آن درباره زندگي مردم خواهم ديد يا خواهم شنيد كه نبايد فاش شود به هيچ كس نخواهم گفت زيرا اين قبيل مطالب را بايد به گنجينه اسرار سپرد.

اگر تمام اين سوگندو نامه را اجرا كنم و به آن افتخار كنم از ثمرات زندگي و حرفه خود برخوردار شوم و هميشه بين مردان مفتخر و سربلند باشم، ولي اگر آن را نقص كنم و به سوگند عمل نكنم از ثمرات زندگي وحرفه خود بهره نبرم و هميشه بين مردان سرافكنده و شرمسار ياشم.“

اعلاميه ژنو كه پس از جنگ جهاني دوم در سال 1948 توسط انجمن پزشكي جهاني (WMA) تهيه گرديد در حقيقت سوگند نامه روزآمد شده بقراط مي باشد. (18)

پس از ميلاد مسيح(ع) برخي اخلاقيون مسيحي از جمله اكونياس، در قرون سوم و چهارم پس از ميلاد، فلسفه اخلاق ديني را در مقابل حكمت رواقي كه فلسفه اي مادي گرايانه (قرون سوم ق.م تا قرن سوم ب.م) بود بيان و تدوين نمودند. اخلاق فلسفي مبتني بر مسيحيت در جهان غرب تا اوايل عصر جديد فرهنگ مغرب زمين را تحت سيطره داشت(3). قرون 17 و 18 بعد از ميلاد تقريبا دوران گذر از قرون وسطي به عصر جديد پيشرفت هاي علمي بشر در جهان غرب محسوب مي شود. (1) در اين دوران هيوم (1711 - 1776)، كانت (1724 - 1804) بنتام (1748 - 1832) مهم ترين نظريات تاثير گذار بر اخلاق پزشكي را در غرب ارائه نمودند كه در فصول قبل مورد اشاره قرار گرفت (1 و3). سپسو ميل (1806 - 1873) راس (1877 - 1971) و مور (1873 - 1958) در دهه هاي بعد به بيان ديدگاههاي فلسفي خود در حيطه اخلاق پرداختتند كه در موضوع اخلاق پزشكي نيز تاثيراتي داشته است (1و3) اما قرن نوزدهم و سپس قرن بيستم همزمان بود با علمي شدن طب كه تغيير و تحولات عميقي را در اخلاق پزشكي در پي داشته است(1).

در اين دوران گسترش دانش طب، ايجاد تكنولوژي هاي نوين و پيدايش موضوعات اخلاقي جديد باعث ايجاد تحولاتي ضروري در اخلاق پزشكي سنتي گرديد. اخلاق پزشكي سنتي طي دهه هاي اخير همانگونه كه در مبحث آموزشي و اخلاق پزشكي بيان شد، با اخلاق پزشکي کاربردي نوين جايگزين گرديده است. درحال حاضر در بسياري از کشورهاي جهان اخلاق پزشکي نوين به صورت علمي وعملي با شيوه هاي جديد مبتني بر حل مساله مطرح و به درجات متفاوت فعال مي باشد. در برخي کشورهاي غربي و اروپايي طي سه دهه اخير کميته هاي باليني اخلاق پزشکي (CECS) با سير رو به رشدي تشکيل شده و به فعاليت پرداخته اند(13 -9). اين کميته ها به طور موثر و مطلوبي بر الگوي مراقبت ها تاثير گذار هستند و عملکرد آنها شامل شکل دهي سياست بيمارستان در موضوعات و مسائل اخلاقي - قانوني نظارت بر مشاوره هاي فردي در موارد باليني خاص و مشکل و سازماندهي تعليم وتربيت متخصصين امر اخلاق پزشکي مي باشد (9).

از سوي ديگر ايجاد برخي معضلات و نابساماني ها در گستره اخلاق پزشکي طي پنج دهه اخير به وضع قوانين و آيين نامه هاي اخلاق پزشکي به صورت بين المللي منطقه اي يا ملي منجر گرديده است (15 -13) که به مهم ترين آنها در فصول قبل اشاره شد. کميته هاي اخلاق پزشکي در امر نظارت بر اجراي مطلوب اين قوانين مي توانند نقش ويژه اي داشته باشند (13).

تاريخچه اخلاق پزشکي در ايران

· اخلاق پزشکي در ايران باستان


طب واخلاق پزشکي در بين ايرانيان از قدمتي طولاني برخوردار است. سابقه پزشكي در ايران طبق برخي منابع مربوط به دوران قبل از بقراط مي باشد که از اخلاق پزشكي پارسيان درآن دوران با اصطلاح "مدرن" ياد گرديده است(16 و 1). ايران هم به لحاظ دانش و هم به لحاظ دارا بودن طبيبان حاذق زبانزد بوده است (1 و 16). علاوه بر استعدادي درخور که در ايرانيان وجود داشته است دستيابيبه ترقيبات پزشكي آشوريان بابليان و يونيان طي قرون متمادي نيزنقش عمده اي در پيشرفت پزشكي در ايران باستان داشته است. از قديمي ترين روزگاران امر طبابت در ايران با ديانت توام بوده است (5) طب باستاني ايراني با آيين زرتشت و تعليمات اوستا پيوند جدايي ناپذيري داشته است (6). به طور کلي پزشکان از طبقه روحانيون که عالي ترين طبقه از طبقات چهارگانه (روحانيون-سربازان - کشاورزان و صنعتگران) بودند انتخاب مي شدند. اين طبقه رشته الهيات و طب را همزمان تحصيل مي نمودند وبعد از اتمام مقدمات آن يکي از اين دو رشته را انتخاب کرده و ادامه مي دادند (5). موبدان زرتشتي بر حسن انجام اخلاق پزشكي که بخشي از امور ديني محسوب مي شد نظارت ميکردند و رئيس پزشکان نيز فن طبابت را تحت مراقبت وکنترل داشت و در کمک به بينوايان امر ميکرد(17). در بخش "ونداديد" اوستا گفتارهايي در بابت ويژگيهاي پزشکان آمده است(18). شرايط طبيب اين بوده که اولا کتب زيادي مطالعه کرده و در فن خود تجربه کافي داشتهو باشد ثانيا با صبر و حوصله به سخنان بيمار گوش فرا دهد و بيمار را با وجداني بيدار معالجه کند و ثالثا از خدا بترسد(6). در آئين زرتشت مهارت در درمان بيماران تنها معيار يک پزشک شايسته نبود بلکه شخصيت اخلاقي و دارا بودن وجدان در رتبه اي اولي تر قرار داشته است (18). زرتشتيان نسبت به اعمال خلاف چون سقط جنين بارداري غير مشروع و خطاهاي پزشكي تعصب وحساسيت خاصي داشتند (5).

هرچند در عهد ساساني اصولو طب ايران کاملا زرتشتي و مبتني بر روايات اوستايي بود اما نفوذ طبابت يوناني نيز در آن مشهود مي باشد. صفات يک طبيب شايسته درعصر ساساني اين بود که دانا بوده و نسبت به اعضا بدن و داروها شناخت کامل را داشته باشد دنيا پرست نباشد وامراض را دقيق معاينه و معالجه نمايد.(18)

کليله و دمنه که در زمان ساسانيان به وسيله برزويه طبيب به فارسي ميانه ترجمه شده است در بابت نخست خود برخي از صفات طبيب خودب را بر مي شمرد از جمله چنين بيان ميکند: فاضل تر اطبا آن است که به معالجت از جهت ذخيره آخرت مواظبت نمايد. به صواب آن لايق تر که بر معالجت مواظبتنمايي و بدان التفات نکني که مردمان قدر طبيب ندانند (18).

اخلاق پزشكي پس از اسلام

ظهور اسلام ي تاثيرات زيادي بر پيشرفت علوم در کشورهاي اسلام ي و خصوصا ايران که خود مهد علم و تمدن بود گذشت. دانشمندان مسلماني چون ابن سينا و زکرياي رازيو که منشا اثرات مهمي در تاريخ دانش محسوب مي شوند (19 و20) از مفاخر ايران پس از اسلام ي مي باشند. تقريبا تمام پزشکان بزرگ مسلمان از علم الهيات اطلاع کامل داشته اند و آنهايي که تاليفاتي داشته اند هم در زمينه پزشكي بوده و هم در زمان فقه و اخلاق (5). در آغاز ظهور دين اسلام بسياري از قبايل عرب توجهي به علوم و فنون نداشتند و معدودي از اعراب در کشورهايي چون ايران طب آموخته بودند که معروفترين آنها دانش آموختگان مدرسه جندي شاپور بودند مانند : حارث بن کلده طبيب زمان پيامبر گرامي اسلام ي (ص)(69.

در زمان خلافت عباسي دانشجويان طب تحصيل خود را با کتاب هاي "فصول" بقراط "مسائل" حنين بن اسحاق و "المرشد" رازي آغاز و بالاخره به تحصيل کتاب ه اي "ذخيره" ثابت بن قره حراني و کتاب "المنصوري" رازي مي پرداختند. آنگاه به تحصيل شانزده رساله جالينوس و "الحاوي" رازي و "قانون" ابن سينا مشغول مي شدند که فهم آن هدف نهايي برنامه پزشكي بوده است (6 و 18). خلفاي عباسي مقرر نموده بودند که دانشجويان پزشكي بعد از تعليمات عملي و نظري رساله اي بنويسند واگر مورد قبولي استاد واقع شد به کار طبابت بپردازند و پس از فراغت از تحصيل سوگند بقراطي ادا کنند (18).

در کليه متون معتبر پزشكي که از دوران شکوفايي علوم در تمدن اسلام ي يعني از اواخر قرن دوم هجري به بعد تاليف و تدوين شده است فصول درباره اخلاق پزشكي و ويژگيهاي يک طبيبوجود دارد(5).

علي بن ربن طبري (164 - 247 ه.ق) که از اطبا نامدار مسلمان و استاد رازي بوده است کتابيو

تحت عنوان "فردون الحکمه" در 7 جلد دارد که جلد اول آن را به طرح برخي افکار فلسفي و

مقولات اخلاقي در طب اختصاص داده است(5).

ابوبکر محمد بن زکرياي رازي (251- 313 ه.ق) که از مفاخر بزرگ ايران اسلام ي است شديدا به مباني اخلاق پزشكي پايبند بوده است وو جزواتي در زمينه مراعات اصول اخلاق پزکشي از او به جاي مانده است. کتاب "طب روحاني" رازي در بابت اخلاق مي باشد(21). رازي بنا به تاييد مورخاني چون اين النديم جرج زيدان و گوستاولوبون با همکاران خود بسيار مهربان بوده است (22 و 23). به بيماران خود به ويژه فقرا تفقد مي نموده از حلشان جويا بوده و به عيادتشان مي رفته است و مقرري هاي براي آنها در نظر گرفته بوده است (22 و 24). در کتاب بسيار معتبر "الحاوي في الطب" و نيز رساله هاي "سرالطب" "محنه الطيب" و "خواص التلاميذ" اشارات رازي به اخلاق پزشكي و احترام به آيين و سنت پزشكي بخوبي نمايان است. (22 و 25). از سخنان رازي است که :"طبيب بايد بيمارش را به بهبود وسال مت اميدوار گرداند ولو اينکه خود اميدي به بهبود بيمار نداشته باشد"(22 و5).

علي بن مجوسي اهوازي (318 - 384 ه.ق) در اثر معروف خود "کامل الصناعه الطبيه" يا "کتاب الملکي" بابي را به اخلاق پزشکان اختصاص داده است (5) و اعتقادات خود و توصيه هاي ساير اساتيد را بهعنوان آيين پزشكي در "پندنامه اهوازي" گردآوري نموده است (7 و 6) که در ادامه ترجمه متن زيباي آن خواهد آمد. اين پندنامه از سوگندنامه بقراطو جامع تر است و به نظر مي رسد که اهوازي با توجه به تعاليم اسلام ي اصولي را به آن افزوده است (5).

 پند نامه پزشكي اهوازي

بنام خداوند بخشنده مهربان

"هرکه بخواهد پزشک دانشمندي گردد بايد به پندهاي بقراط حکيم که در زمان خود براي پزشکان گفته پيروي نمايد. نخستين موعظت آن است که ستايش پروردگار و فرمانبرداري خداوند عزو جل را به جاي آرند و پس از آن استادان خود را بزرگ دارند و در خدمت و سپاسگزاري و گرامي داشتن آنان همت گمارند. همچنانکه در حق پدر ومادر خود احترام و نيکي مي کنيدو آنان را در دارايي خود شريک مي دانيد بايد در حق استادان نيز چنان کنيد. فرزندان استادان را نسبت به خود برادر بدانيد وهرکه بخواهد طب بياموزد و استحقاق آن راداشته باشد بدون اجر و مزد وشرط و اميد تلافي به آنها ياد دهيد وآنان را به منزله فرزندان خود و معلمينتان بشماريد و از مردمان پسيت و يغاه مانع سوبد که اين علم شريف را فرا گيرند. پزشک بايد در درمان بيماران و حسن تدبير و معالجه آنان چه با غذا و چه با دارو بکوشد ومنظورش از درمان استفاده و پول پرستي نباشد وب يشتر اجر و ثواب را در مد نظر دارد هيچ گاه داروي خطرناک به بيمار ندهد و وصف آن را نيز به بيمار ننمايد و مريض را به چنين داروها نه دلالت کند و نه از آن سخني راند. از تجويز داروهاي سقطکننده جنين پرهيز نمايد و آنها را به احدي معرفي نکند.

پزشكي بايدپاک وبا کيش و خداپرست و خوش زبان و نيکورشو باشد و از هر ناپاکي و پليدي و گناه دوري جويد. نسبت به زنان چه بانو و چه کنيز نباشد از نظر بد نگاه کند و به منزل آنان جز براي درمان و معالجه واردنشود. طبيب بايد از بيماران راز بيماران را محفوظو دارد از افشا سر آنها به خودي وبيگانه و نزديکان و دوران دوري جويد چراکه بسياري از بيماران بيماري خود را از پدر و مادر و کسان خودو مستور و مکتوم مي دارند ولي آن را به طبيب مي گويند (ماننده دردهاي رحمي و بواسير و امثال آنها) پس طبيب بايد از خود بيمار در کتمان بيماري بيشتر دقت نمايد. بر پزشک است که در جميع احوال برآنچه که بقراط حکيم فرموده رفتار نمايد و رحيم و پاک چشم و مهربان و خير رسان و خوش زبان باشد ودر درمان بيماران به خصوص مسکينان و فقرا به جد کوشد. در فکر سود و اجر از اين دسته نبوده بلکه اگر ممکن شود دارو را از کيسه خود بدان ها بدهد و اگر اين کار ممکن نگردد به درمان آنها پرداخته شب وو روز به بالينشان حاضر شود. مخصوصا اگر بيماري آنها حاد و تند باشد چراکه بيماري هاي حاد زود تغيير و دگرگوني پيدا کنند. براي پزشک شايسته نيست به خوش گذراني و تنعم و لهو ولعب مشغول باشد وملول نگردد بلکه خود را مجبورنمايد که هرچه مي خواند ياد گيرد وحتي مطالب را در آمد و رفت متذکر شود و آنچجه را که محتاج اليه استچه علما و چه عملا در ذهن خود فراگيرد تاهميشه محتاج به مراجعه کااب نباشدبه علت آنکه گاهي اتفاق افتد کتب را آفت رسد در اين صورت به آنچه محفوظ دارد رجوع نمايد. بايد مطالب را در جواني آموخت به دليل آنکه نگاهداري و حفظ آنها در اين موقعغ از پيري که مادر فرالموشي است آسانتر ميباشد. طالب علم طب بايد پيوسته در بيمارستان ها و محل بيماران در خدمت استادان دانشمند و پزشکان حاذق به کارهاي بيماران و احوال آنان پردازد تا در مصاحبت و خدمت اين استادان و پزشکان زبردست از عوارض و احوال بيماران آنچه که خوانده است يادگرفته از نيکيو بدي فرجام بيماري ها آگاه شود اگر چنين کند در اين صناعت به مقامي بلند مي رسد. بنابراين اگر کسي بخواهد طبيبي حاذق وفاضل باشد بايد بدين دستورها رفتار کند و اين پندها را در گوش داشته به صفات اخلاقي که ذکر شد خوي گيرد و در عمل کردن بدان ها سستي نورزد و کوچک نشمارد. اگر بدني رويه رفتار نمود درمانش در بيماران موثر خواهد گشت و مردم بد و اعتماد نموده و بدو خواهند گرويد و او نيز بدوستي و ذکر خير آنان نايل شده واز قبل مردم منتفع خواهدشد. خداوند متعال از همه داناتر است." کتاب "هديه المتعلمين في طب" تاليف ابوبکر ربيع ابن محمد احمد الاخويني از شاگردان رازي که طبيب سرشناس و پرتجربه قرون چهارم و پنجم محسوب مي شود نيز دارايمقدمه مفصلي حاوي بسياري از نکات اخلاق پزشكي مي باشد(5).

شيخ الرئيس ابولعي حسين بن عبدالله سينا (370 - 427 ه.ق) ملقب به ابن سينا چهره سرشناس طب در اسلام ي ايرانو جهان است که آثار منسوب به او بيش از صد عنوان مي باشد ( 5و6) از اين ميان 16 کتاب او در مورد علم طب است و در برخي از آنها رهنمودهاي ارزنده اي درباره راه و رسم معلمي طبابت وطلبگي علوم آورده است(5).

کتاب هاي معروفي چون "مفتاح الطب ومنهاج الطلاب" (ابوالفرح علي ابن الحسين ابن هندو) و "اخلاق ناصري" (خواجه نصيرالدين طوسي) نيز در حيطه اخلاق پزشكي مطالبي دارند (5). سيداسماعيل جرجاني(434 - 531 ه.ق) که از مردان نامدار تاريخ پزشكي ايران محسوب مي شود نيز در کليه کتب خود با نثري زيبا به نکته ها و قصه هاي آموزنده اخلاق پزشكي اشاره نموده است(5).

يکي ديگر ازتاليفات ارزشمند پيرامون اخلاق پزشكي کتاب "ادب الطبيب" اسحاق بن علي الرهاوي ميباشد که شامل 20 فصل است (4 و26) و توسط انجمن فلسفه امريکا در سال 1967 به انگليسي ترجمهشده است(26).

تمام موارد فوق نشانگر ايناستکه حکيمان و انديشمندان اين ديار لابلاي مطالبپزشكي اشارات ارزشمندي به اخلاق پزشكي داشته و ارزش ويژه اي براي آنان قائل بوده اند. ارزشوالاي اخلاق نزد پزشکان در برخي نوشته ها و اشعار نويسندگان و شعرا اين مرز و بوم نيز انعکاس يافته است. نظامي عروضي سمرقندي نويسنده و شاعر قرن ششم هجري قمري که خود پزشک بوده است مقاله چهارم از چهار مقاله خويش را به "علم طب و هدايت طبيب" اختصاص داده است(18). نظامي چنين بيان مي کند:"پس طبيب بايد که نيکو اعتقاد بود وامر ونهي شرع را معظم دارد. بايد که رقيق الخلق حکيم النفس و جيد الحدس باشد."(18)

حکيم نظامي گنجوري که از ارکان شعر فارسي در قرن ششم و هفتم به شما مي رود نيز در بيان چگونه بودن

طبيب اشعاري دارد (18):

درد ستاني کن و درمان دهي             تات رسانند به فرماندهي

تشريح نهاد خود درآموز             کان معرفتي است خاطر افروز

مي باش طبيب عيسوي هش            اما نه طبيب آدمي کش

آنچه مسمو است اين است که انديشمندان و پزشکان ايراني حتي در اوج شکوفايي دانشو پزشكي از اخلاقيات غافل نبوده اند و معتبرترين کتب اخلاقي در امر طبابت در زماني نوشتهو شده است که بزرگترين دانشگاهها و مراکز علمي و غني ترين کتابخانه ها را درا ختيار داشته اند. هرچنددرچند قرن اخير درخشش انديشمندان مسلمان در زمينه توسعه وبهره برداري از علومو پزشكي به علل مختلفي بو به افول گذاشته اما به نظر مي رسد با گسترش جامعه مسلمانان در سراسر جهان و توجه ويژه به طب اسلام ي در ساليان اخير بتوان پوياي و تلاش افزونتري را در حيطه طب جهان اسلام شاهد بود. در حال حاضر بسياري از مراکز پزشكي اخلاق پزشكي را به شيوه نوين مورد توجهو قرار داده و مباحث جديد مطرح را جهت پاسخگويي به جامعه اسلام ي با قوانين و فقه اسلام ي تطبيق نموده و راهکارهايي نشان داده اند (27).

باتوجهبه فرهنگ غين اسلام ي که در قرون پيش توجه ويژه به تعليم وتعلم را در پي داشت مسلما همانگونه که درفصول قبل نيز اشاره شد روز آمد نمودن دانش اخلاق اسلام ي و کاربردي نمودن آن در حيطه طبابت وموضوعات و مباحث جديدي چون پيوندعضو بيوتکنولوژي ايدز و غيره يک ضرورت اساسي است.

فعاليت اخلاق پزشكي در کشور

مبحث اخلاق پزشكي در طب جديد نيز داراي تاريخچه اي طولاني است که با توجه به پيشرفت سريع علوم زيستي و پزشكي اهمتيي روزافزون پيدا کرده است. اخلاق پزشكي که بعنوان شاخه اي از علوم مبحثي نوپا به حساب مي آيد به شکل کلاسيک خود بريا اولين بار حدود ربع قرن پيش مطرح شد گرچه در کشور ما به رغم زمينه تاريخي غني جايگاه وا قعي خود را پيدا نکرده بودو پزشكي در ميان مباحث علمي منحصر به فرد است چرا که مستقيما با جان آدمي مرتبط است. به همين دليل اخلاق جزئي لاينفک از علم پزشكي تلقي مي شود و توصيه هاي آن معيارهاي عملکردي براي بخش هدايت ودرمان از جمله تمامي موسسات تحقيقاتي مي بشاد. در حال حاضر نيز قوانين و بيانيه هاي متعددي جهت هدايت رفتارها و روش هاي حرفه اي پزشكي تدوين شده است.

تاکيد خاصي که در کشور ما بر ارزشهاي ديني و معنوي وجود دارد زيربناي اقداماتي است که جهت حفظ مقام وارزش انسانها در نظر گرفته شده است. اخلاق پزشكي جايگاه ويژه اي در اين ميان دارد.

تشکيل اولين "مرکز مطالعات و تحقيقات اخلاق پزشكي" در حوزه معاونت دانشجويي - رهنگي - حقوق و مجلس وزارت بهداشت - درمان و آموزش پزشكي در سال 1372 در پاسخ به نيازهاي ضروري در اين زمينه بود.

تشکيل گروههاي آموزشي اخلاق پزشكي در بسياري از دانشکده هاي علوم پزشكي کشور آموزش متخصصين اخلاق پزشكي پژوهش درباره ابعاد مختلف اخلاق پزشكي انتشار کتب درسي جهت برنامه درسي دانشکده هاي علومپ زشکي تاسيس شوراي نظارت بر مسائل اخلاقي در پزشكي جهت ايجاد هماهنگي بين تعاليم اسلام ي و قوانين متعارف جهاني در شما مهمترين اهداف اين مرکز بود.

يکي از مهمترين فعاليتهاي مرکز اخلاق پزشكي برگزاري اولين همايش بين المللي اخلاق پزشكي در تير ماه 1372 بود (28) و استقبال زياد گروه پزشكي و ساير علاقمندان اهميت اين موضوع را در محافل علمي ک شور ما را به اثبات رساند. در اين سمينار بين المللي اخلاق پزشكي بسياري از صاحب نظران از کشورهاي مختلف در آن شرکت کرده بودند. اين سمينار نقطه عطفي در فعايت هاي اخلاق پزشكي با نگرش جديد در کشور ما بود. همزمان با اين سمينار چندين جلد کتاب مباحث سمينار و ک تب ديگر ترجمه شده و به چاپ رسيد که نوز علي رغم همه کاستي هاي آنها منابع قابل دسترس و قابل توجهي در کشور ما هستند.

در اين سمينار تعدادي از اساتيد داخلي و خارجي اعضا هياتعلمي آن بودند که در به ثمر رساندن آن نقش مهمي داشته اند. ضمنا دکتر حشمت الله همتي دبير اجراي اين سمينار بودند که براي برگزاري آن تلاش بسيار زيادي کردند. مساعدت آقاي دکتر نيکنام که در روابط بين الملل وزارت بهداشت بودند و کمک جدي جناب آقاي دکتر ملک زاده وزير بهداشت وقت بسيار کارساز بود.

در اين کنگره مباحث زيادي از اخلاق پزشكي براي اولين بار در سطرح وسيع کشور مطرح شد. برخي از محورهاي عمده اولين کنگره اخلاق پزشكي عبارتند از (28):

1.تاريخچه اخلاق پزشكي 2. فلسفه اخلاق پزشكي 3. طبابت در فقه اسلام ي 4. رسالت ارگانهاي دولتي 5. شناخت انسان 6. ضمان پزشكي 7. ارتباط پزشک با قوانين حقوقي 8. جايگاه نظام پزشكي در اخلاق پزشكي 9. جايگاه پزشكي قانوني اخلاق پزشكي 10. نکات حقوقي و اخلاقي در دندانپزشكي 11. سقط جنين 12. اتانازي 13. تلقيح صناعي و انتقال جنين 14. خودکشي 15. ارتباط پزشک و بيمار از نظر متون اسلام ي 16. رازداري 17. رابطه پزطشک و همکارانش 18. سياستگذاريهاي بهداشتي 19. تحقيق روي حيوانات 20. وظايف اجتماعي در پژوهش پزشكي 21. بررسي احکام اسلام ي در برخودر با مسائل آموزش پزشكي 22. پيونداعضا 23. اخلاق در آموزش 24. ارزش خدمات پزشكي در اسلام ي 25. اخلاق پزشكي و تحقيق روي انسان 26. سوگندنامه 27. رضايت نامه هاي پزشكي 28. رابطه پزشک و بيمار 29.حدود الهي و حريم انساني در معاينات پزشكي 30. کنترل جمعيت 31. عقيم سازي 32. مرگ مغزي 33. قصور و تقصير در تشخيص و درمان 34. اخلاق پزشكي - تعرفه هاي پزشكي - نظام پزشكي و طب استاندارد.

البته از لحاظ زماني اولين اقدام ما در وزارت بهداشت در يک دهه گذشته تدوين کتاب اخلاق پزشكي به انضمام تاريخ پزشكي (6) بود. اين کتاب با همکاري بسياري از صاحب نظران از جمله جناب آقاي دکتر عزيزي - آقاي دکتر صدر و جناب آقاي مصباح يزدي - جناب آقاي وافي و با مقدمه ارزشمندي از حضرت آيت الله حسن زاده آملي به چاپ رسيده است. براي تدوين اين کتاب باتوجه به زبان متعارف اخلاق پزشكي در دنيا و نوشته هاي برخي از همکاران و صاحب نظران تلاش زيادي شد که ک ار قابل ق بولي از کار درآيد. اين نوشتار به مدد جناب آقاي دکتر منوچهر ولايي و اينجانب بارها و بارها بازبيني شد. گرچه اين اثر يکي از کارهاي ارزشمند در اين زمينه بود ولي مزاج فلسفي بحث ها و عدم توجه به مباحث علمي از کاستي هاي آن به شمار مي رفت. همزمان و يا با اندکي تفاوت زماني گروهي از همکاران ديگر کتابي در اين زمينه را از معاونت آموزشي وزابت بهداشت به چاپ رساندند.

در سال 4 - 1373 باتلاش زياد و همکاري تعدادي از صاحب نظران فکر تاسيس مرکز اخلاق پزشكي به صورت يکي از مراکزتحقيقاتي رانموديم. طبيعيو بود که گرچه بسياري از دست اندر کاران اوليه اين مرکز از صاحب نظران بنام در سرشتهو هاي مختلف علوم نظري و انساني بودند ولي اگر بنا بود وقت زيادي در مدارک موسسين صرف مي نمودند هيچکدام از اعضا نمي توانستند ما را ياري نمايند. لذا براي اينمرکز شوراي عالي در نظر گرفته شده که چندين بار هم جلسه داشت. جناب آقاي دکتر حبيبي (معاون اول رياست جمهروي زمان) جناب آقاي مصباح يزدي- جناب آقاي دکتر محقق داماد از جمله اعضا اين شوراي عالي بودند.

مراحل تصويب و تاييد اين مرکز با اصرار به شوراي گسترش سپري شد. بدون شک مساعدت آقاي دکتر مرندي که در آن زمان وزير بهداشت و درمان آموزش پزشكي بودند بسيار براي تصويب مرکز اخلاق پزشكي کارساز بود.

نگرش آن زمان آن بود که اين مرکز به عنوان يک مرکز فعال تلاش هاي پژوهشي و آموزشي فراواني را رقم زند. آنقدر براي اين کار علجه داشتيم که ح تي بسياري از آثار در دسترس آنزمان از منابع غربي کپي يا افست شد و در دسترس علاقمندان قرار گرفت. يادم هست که بيش از بيست اثر اين سرنوشت را داشتن که يا بطور وسيع و يا محدودتر منتشر شدند و به دانشگاههاي کل کشور ارسال گرديدند. همزمان با همکاري تعدادي از همکاران در ان زمان از قبيل آقاي دکتر نيکنام منابع کثيري شايدبالغ بر پانصد کتاب مرجع و قابل استفاده در غرب در اين زمينه جمع آوري شد وبر ي گسترش کار با تلاش زيثادي ساختماني وسيع در خيابان ايرانشهر براي اين کار اختصاص يافت. انتشار بيش از 30 عنوان کتاب در زمينه اخلاق پزشكي بخصوص اخلاق در تحقيقات پزشكي از ديگر اقدامات قابل توجه اين مرکز بوده است.

فهرست عناوين برخي از انتشارات مرکز مطالعات اخلاق پزشكي در سالهاي مذکورو عبارتند از :

1- اخلاق پزشكي و تشريح از نظر علماي اسلام ي - علامه حسن حسن زاده آملي

2- اخلاق پرستاري بانضمام تاريخ پرستاري

3- اخلاق پزشكي نويسنده : تري . ام پرلين(ترجمه)

4- اخلاق پزشكي در آيينه اسلام ي (مجموعه مقالات) ج1

5- اخلاق پزشكي در آيينه اسلام ي (مجموعه مقالات) ج2

6- اخلاق در پرستاري نويسنده: چودين - مترجم : دکتر ناصر بليغ

7- بهره گيري از رهنمودهاي اسلام ي در پيشگيري و پايش ايدز- نوشته محمد محمدي اصفهاني

8- پزشكي و جامعه - ج 5(مجموعه مقالات)

9- رضايت خاموش (مجموعه کتابهاي اخلاق پزشكي) - نويسنده : جن ويسيک (ترجمه)

10- مسائلي در اخلاق پزشكي

11- طب اسلام ي در قرن نهم ميلادي نوشته مانفرد داولمان - ترجمه دکتر سيد علي طبري پور

12- کليات اخلاق پزشكي - ج1(مجموعه مقالات)

13- کتاب جراحي الزهراوي - ترجمه موسي الرضا حاج زاده

14- مسائل مستحدثه (ج پنجم) (مجموعه مقالات)

15- موارد کلاسيک در اخلاق پزشكي (ج دوم) - نويسندهکرگوري - اي پنسي (ترجمه)

در آن سالها براي گسترش کار به فکر انتشار نشريه اي براي اخلاق پزشكي افتاديم . مجله طب و تزکيه را با همين رسالت اينجانب با همکاري تعدادي از صاحب نظرانن شروع کردم و هدف آن بود که در لابلاي مباحث علمي علوم پزشكي مباحث نظري و اخلاقي نيز بطور وسيعي منتشر گردد. بايد ياد آقاي دکتر مدرسي که در حقيقت مجله "طب و تزکيه" در شماره هاي اول با تلاش فراوان شروع نمودند را ذکر کنم. البته بعدها اين مجله به طور وسيع منتشر و توسعه يافت و هنوز هم يکي از مجلات علمي تحقيقي کشور ماست. ولي مابدنبال گرفتن مجوز انتشار نشريه "حکيم" رفتيم. بنا بود اين نشريه رسالتي وسيع در زمينه اخلاق پزشكي ايفادنمايد. که بعدها البته اين نشريه به شکل ديگري درآمد و در حقيقت رسالت ديگري يافت. مرکز اخلاق پزشكي توسط اينجانب و بعدها آقاي دکتر سيدحسن امامي که در آن زمان معاون امور فرهنگي وزارت بهداشت بودند اداره مي شد. پس از مدتي جناب آقاي دکتر تابعي رسالت اداره مرکز را به عهده گرفت. در آن زمانها کارگاههاي مکرري براي بحث پيرامون مباحث اخلاق پزشكي چگونگي گسترش کار برگزار گرديد. يادم هست آقاي دکتر تابعي براي برگزاري کارگاههاي شهرستانها تلاش فراواني مي کردند و خودشان اداره کننده بسياري از آنها بوند. در آن سالها براي ارتقا اخلاق پزشكي دروس اخلاق پزشكي در دانشگاهها تلاش هاي ديگري هم صورت گرفت. از قبيل مراحل درس و عناوين مباحث اخلاق پزشكي در دانشگاههاي و بسياري از اقدامات ديگر.

در سالهاي بعد يعني در سال 1388 آقاي دکتر فرهادي مسئول مرکز اخلاق پزشكي شدند. در آن زمان طرح تحقيقاتي براي مراحل کدهاي اخلاق در تحقيقات پزشكي تدوين شد که بسياري از همکاران از جمله آقاي دکتر موسوي - آقاي دکتر رهادي - اقاي دکرت عباسي - آقاي دکتر باقري - آقاي دکتر ميانداري - سرکار خانم دکتر حقيقي و ... در آن فعال بودند. آقاي دکتر ملک افضلي - آقاي دکتر محقق داماد واينجانب جزو مشاوران آن طرح بوديم. آن طرح يکي از اقدامات ارزشمند آن دوران بود کهمنجر به ابلاغ کدهاي اخلاق پزشكي به دانشگاههاي کشور شد.

ما علي رغم معراف ارزشمندمان در زمينه رعايت اخلاق پزشكي در تحقيقات بسيار ضعيف و ناتوان هستيم. آقاي دکتر رشيديان پايان نامه اي با اينجانب در زمينه رعايت اخلاق پزشكي داشتند که بعدها به صورت مقاله هم در مجله نظام پزشكي به چاپ رسيد (29) و نشان داده شد که ما در اين زمينه بايد تلاش زياد اصلاحي انجام دهيم. در اين زمان کميته اخلاق پزشكي در تحقيقات در سطح وزارت بهداشت تشکيل شد واز اقدامات ديگر ارزشمند اين دوران ابلاغ دستورالعمل تشکيل کميته هاي اخلاق پزشكي به دانشگاهها بود. در سال 1380 آقاي دکتر پاک نژاد مسئوليت مرکز اخلاق پزشكي را به عهده گرفتند. اينجانب در سال 1380 طرح به معاونت پژوهشي وزارت بهداشت ارائه کردم که در آن به دلايلي چند از قبيل اينکه اخلاق پزشكي از زمينه هاي علوم است که افراد متعدد و رشته هاي گوناگوني بايستي در آن مشارکت داشته باشندو همچنين تلاش هاي ارزشمند در کشور ما در زمينه اخلاق پزشكي و تجربيات قبلي خواستار تشکيل شبکه اخلاق پزشكي در کشور شدم. البته پيشنهاد اينجانب شبه اخلاق پزشكي وتاريخ پزشكي بود که در جلسه اي که در اين زمينه با منشارکت معاونت آموزش پزشكي آقاي دکتر کريمي معاونت پژوهشي آقاي دکتر ملک افضلي موضوع بحث شد وخواسته شد که موضوع شبکه به اخلاق پزشكي به تنهايي اختصاص بايد. گرچه اين شبکه آنگونه که پيشنهاد شده بودپيش نرفت ولي منشا بحث هاي ارزشمندي حول اخلاق پزشكي در وزارت بهداشت شد.

ما با تعدادي از همکاران براي آماده کردن طرح اوليه شبکه اخلاق پزشكي تلاش کرديم. آقاي دکتر پارساپور از همکاران نزديک اينجانب براي تدوين اين پيشنهاد بودند. گرچه ما به صورت متدولوژيک به SWOT اين پيشنهد نپرداختيم ولي چهارچوب SWOT به عنوان پيش نويس کار پيشنهاد شد که بعدها از آن چهارچوب در بحث هاي استراتژيک در زمينه اخلاق پزشكي استفاده کرديم که در ادامه به آن خواهيم پرداخت.

خوشبختانه در سال هاي اخير دانشگاهها توانمنديهاي زيادي پيدا کرده اند. ما خوشحاليم که در دانشگاه علومپ زطشکي تهران مرکز تحقيقاتي اخلاق پزشكي و تاريخ پزشكي در کنار موزه ملي پزشكي کشور تاسيس شده است. اين مرکز موصب شوراي پژوهش دانشگاه و شوراي مديريت دانشگاه علوم پزشكي کشور شده است واقدامات جديدي در آن در حال پيگيري است. رياست اين مرکز را آقاي دکتر حسن آملي به عهده دارندو دبير آن مرکز آقاي دکتر پارساپور هستند که در پيش برد اهداف اين مرکز نقش بسيار بارزي ايفاد مي نمايند.